السيد محمد حسين الطهراني

23

معاد شناسى (فارسى)

رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : در امور اجتماعى مردم و اوضاع عامّه كسى تكلّم مىكند و ارشادات مردم را به عهده دارد كه شأن او ارشاد و هدايت و ولايت بر مردم نيست . چون اين قضايا واقع گردد و اين علائم تحقّق يابد ديگر مدّت درازى به طول نمىانجامد ، بلكه درنگ نمىكنند مردم مگر زمان اندكى كه ناگهان زمين صيحهء عجيبى مىكشد ، و اين صدا و صيحه بطورى تمام بسيط زمين را فرا ميگيرد كه هر كس چنين مىپندارد كه اين صيحه در ناحيه و موطن او واقع شده است . و پس از صيحه به قدرى كه خداوند اراده‌اش تعلّق گيرد باز مردم در روى زمين درنگ مىكنند ، و در اين اقامت و درنگ دچار گرفتارىها و مشقّات و تكان‌ها ميگردند . و زمين پاره‌هاى جگر خود را بيرون ميريزد ، و منظور از پاره‌هاى جگر طلاها و نقره‌هاست . حضرت رسول اكرم در اين حال با دست خود اشاره كردند به ستون‌هائى كه در آنجا نصب شده بود و فرمودند : پاره‌هاى جگر زمين و قطعات طلا و نقره مثل اين ستون‌ها . امّا در آن روز ديگر طلا و نقره فائده‌اى ندارد ، و اينست معناى گفتار خداى تعالى : فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها : پس به درستى كه حقّاً علائم قيامت بوقوع پيوسته است . » « 1 »

--> ( 1 ) « تفسير علىّ بن إبراهيم » طبع سنگى ، از ص 627 تا ص 629 ؛ و در تفسير « الميزان » ج 5 ، از ص 432 تا ص 435 در ذيل آيه 54 از سورهء 5 : مائدة از « تفسير علىّ بن إبراهيم » نقل كرده‌اند .